به یاد گل سرخ
زندگی به سبک ماشین اسقاطی
جونم واستون بگه که ما همیشه خودمون بودیم ، چه اونجا که بودیم چه اینجا که هستیم ، همیشه خودمون بودیم گاهی تلخ ، گاهی شیرین البته این قضیه ی تلخ و شیرین واسه اونجا بود ، الانه اینجا خیلی وقته تلخ مزاجیم ، آخه دسه خودمون نیست با وفاها ، آدمیزادِ دیگه یه جاهایی آب روغن قاطی میکنه تا بخوای هم بجنبی موتور سوزوندی ، اینجا هم که قطعات موتور خارجی پیدا نمیشه به خصوص که موتور ایرانی باشه ، قطعاتش رو میتونی فقط اونجا پیدا کنی ، اینجا قطعش تقلبیه حتی اگه از اونور اومده باشه ، اصلیش اونطرفه ، ما هم که خیلی دوست داریم بیایم اونطرف ولی نا کس ها لاستیک هامون رو هم پنچر کردن ، زاپاسم نداریم که بخوایم ازش استفاده کنیم ، آپاراتی های اینجا هم کار راه انداز نیستن ، آپاراتی ها اونوری هم تنها فقط با تعویض کردن موافقن ، خلاصه کنم الانه اینجا گیر کردیم بین این آپاراتی ها ، یکی از یکی بدتر ، ناکس ها بد جوری هم همه کس کُشی راه انداختند ، راستی بوقمون هم الانه سه سالیه دیگه صداش تنها تو مجاز شنیده میشه ، نه فکر کنید آپشن داریم ها ، نه ، تنها یواش یواش داریم اسقاط میشیم اومدیم پای لپ تاپ نشستیم خزعبلات مینویسیم و زندگیمون رو تشبیه به ماشین مشتی مندلی می کنیم ، وگرنه ما هنوز خودمونیم اما این روزها با مزاجی تلختر و زندگی که روز به روز داره اسقاطی تر میشه ...
دوشنبه ٧ مرداد ١٥:٣٠
جونم واستون بگه که ما همیشه خودمون بودیم ، چه اونجا که بودیم چه اینجا که هستیم ، همیشه خودمون بودیم گاهی تلخ ، گاهی شیرین البته این قضیه ی تلخ و شیرین واسه اونجا بود ، الانه اینجا خیلی وقته تلخ مزاجیم ، آخه دسه خودمون نیست با وفاها ، آدمیزادِ دیگه یه جاهایی آب روغن قاطی میکنه تا بخوای هم بجنبی موتور سوزوندی ، اینجا هم که قطعات موتور خارجی پیدا نمیشه به خصوص که موتور ایرانی باشه ، قطعاتش رو میتونی فقط اونجا پیدا کنی ، اینجا قطعش تقلبیه حتی اگه از اونور اومده باشه ، اصلیش اونطرفه ، ما هم که خیلی دوست داریم بیایم اونطرف ولی نا کس ها لاستیک هامون رو هم پنچر کردن ، زاپاسم نداریم که بخوایم ازش استفاده کنیم ، آپاراتی های اینجا هم کار راه انداز نیستن ، آپاراتی ها اونوری هم تنها فقط با تعویض کردن موافقن ، خلاصه کنم الانه اینجا گیر کردیم بین این آپاراتی ها ، یکی از یکی بدتر ، ناکس ها بد جوری هم همه کس کُشی راه انداختند ، راستی بوقمون هم الانه سه سالیه دیگه صداش تنها تو مجاز شنیده میشه ، نه فکر کنید آپشن داریم ها ، نه ، تنها یواش یواش داریم اسقاط میشیم اومدیم پای لپ تاپ نشستیم خزعبلات مینویسیم و زندگیمون رو تشبیه به ماشین مشتی مندلی می کنیم ، وگرنه ما هنوز خودمونیم اما این روزها با مزاجی تلختر و زندگی که روز به روز داره اسقاطی تر میشه ...
اندر احوالات مخ زدن ، به شیوه فرزاد جمشیدی
او با حرفهایش مرا فریب داد...
جریان از این قراره که حاج آقا فرزاد جمشیدی در مراسم صحرای عرفه ، جایی که تمام ذهن باید تنها به بُعد الهی متمرکز باشه ، بی خیال این مسائل شده و از اون مسافت با تهران با سوژه مورد نظر ارتباط بر قرار می کنه و مخ طرف رو از همونجا میزنه ( اینجا رو باید بهش گفت بابا تو دیگه کی هستی ) خلاصه بعداز اینکه بی خیال مراسم حج میشه از همونجا تمام نقش ها رو می کشه ، چون می دونه که سال آینده باز با پول بیت المال زیارت تشریف میارند و همیشه در توبه بر روی مسلمانان بازه ، به خصوص مسلمانی که اهل جهاد باشه (کلمه جهاد از کتاب لوازم التحریر مجتهد عالیقدر جناب Alireza Rezaei گرفته شده است ) ، خلاصه بعداز پیامک بازی ها از اون مسافت دور ، که تو چند سالته ؟ بچه کجایی ؟ من نمی دونم چرا بی جهت با شما ارتباط برقرار کردم و ... به مرحله تماس تلفنی میرسه ، در اولین تماس تلفنی صدای شخص مورد نظر ، حاج آقا رو به یاد عشقی می ندازه که هشت سال باهاشون رابطه دوستی داشتند و به خاطر بیماری تومور مغزی فوت کرده و ادامه عمر خود را به عشق کنونی داده است ، بعداز این مکالمات تلفنی ایشان که درمسافت دوری بسر می برند با سوژه تماس می گیرند که صدایتان شبیه به عشقی ست که من داشته ام ، میترسم چهره تان هم شبیه او باشد !
خلاصه به این روال شستشوی مغزی سوژه مورد نظر انجام می شود تا زمان برگشت حاج آقا از زیارت ، که با شخص مورد نظر تماس حاصل می کنند که برای استقبال از من به فرودگاه تشریف بیاورید ، البته نام برده از جزئیات اینکه رنگ لباسش چی بوده اطلاعی به رسانه ها نداده ، حاج آقا هم که شخصی معروف هستند نیازی به اینکه اعلام کنند رنگ کت من چه رنگ است و موهامو چجوری درست می کنم نداشتند و همین ، کار را برای سوژه آسان می کرد ، در این موضوع شبهات زیادی وجود دارد که تنها به یک مورد اشاره می کنیم که به این صورت هنگامی که سوژه به فرودگاه می رود وقتی که حاجی از گیت خارج میشه سوژه به ایشان زنگ میزند و می گوید: عزیزم روبه روت رو نگاه کن و با یک دسته گل که به دست دارد شروع می کند به اشاره کردن و حاج آقا نزد ایشان می رود ، این نحوه دیدار حضوری ایشان بوده چیزی که روایت می کنند . اما سوژه در گفته های خود اشاره می کند زمانی که حاجی به سمت من آمد کیفی که در دستش بود بی اختیار رها شد و با خود گفت می دانستم که شما شبیه عشق اول من هستید ، اما مفصران و علما فقه در این رشته اعلام کرده اند که یحتمل به این صورت بوده که حاجی با دیدن سوژه شوکه شده اند از اینکه توانسته اند از آن مسافت دور بدون هیچ امکاناتی نه وبکم و نه فیس بوک مخی در حد لالیگا بزند و به همین جهت بوده که آن کیف از دستشان افتاده و به اعتماد به نفس خود بالیده است . بعداز گذشت چهار روز حاج آقا به ایشان پیشنهاد میدهند که بنده جهت مراسمی که در کیش اجرا می شود عازم هستم و خوشحال می شوم شما هم در معیت ما باشید ، از این رو سوژه مورد نظر به حاج آقا می گویند که پس من کلید ویلای کیش را از خانواده می گیرم (تو کیش هم ویلا داشتند سوژه اینا ، حق داشته کیف از دسته حاجی بیافته) که من در آنجا باشم ، اما حاجی در جواب به سوژه می فرمایند نه نیازی نیست بلکه من اعلام کردم که با دختر خواهرم به این مراسم تشریف میاوریم ، و دو اتاق برای ما آماده کرده اند ، خلاصه اینکه وقتی به کیش میرسند هتل مورد نظر جای خالی و اصلا اتاقی که رزرو شده باشد نداشته و در همین موقع است که حاجی می فرماید اصن همایش نداریم اومدیم اینجا برای تفریح دووشواری نداریم ما ، که سوژه غافلگیر می شود و هیچ گونه کاری اینگونه که خود تعریف می کند نمی توانسته انجام دهد و با حاجی از این هتل به اون هتل جهت گرفتن یک اتاق راهی می شود که در ادامه مسیر توسط راننده تاکسی برایشان سوئیتی تک خوابه به اضافه یک سالن گرفته می شود ، موقع خواب حاجی به سوژه اعلام می فرمایند که شما در اتاق تشریف ببرید و من هم در همین سالن می خوابم ، بعداز چند دقیقه ای که از ورودشان به اتاق می گذرد و بر روی تخت می خوابند ناگهان حاج آقا بر ایشان ظاهر می شوند و همانجا بیپپپپپ ، آره اینجوری میشه که حاج آقا بعداز آن عمل قبیحه صیغه را خوانده و پیشنهاد ازدواج داده می شود که بعد ها با حضور دو سوژه دیگر در جهادهایی که حاج آقا انجام میداده قضیه لو و کار به گیس و گیس کشی کشیده می شود که بعدها به محافل قضایی کشیده شده و اینطور که شنیده شده مجری محبوب حکومت به 84 ضربه شلاق محکوم شده اند ....
پ.ن : حالا یامین پور برو بگو مشکل از ما نیست ، هند رو بی خیال جمشیدی رو بچسب ....
یکشنبه 17 دی 18:04
خواندن آواز جرم جدید علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به خاطر خواندن سرود «دایه دایه ، وقته جنگه » در یک مراسم در سنندج به دادگاه انقلاب سنندج احضار شد.
طی تماسی که دادگاه انقلاب سنندج با دادگاه شهرستان شوش داشته اند ، به خاطر اینکه این اتفاق در سنندج رخ داده است با بررسی این پرونده در دادگاه شوش مخالفت کرده اند ... خواندن سرود هم در جمهوری اسلامی جرمی نابخشودنی است...
جمعه 5 آبان 00:07
ده زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان اوین اعدام شدند
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه امروز ۱۰ تن از زندانیان متهم به قاچاق مواد مخدر که ۱۹ مهرماه از زندان قزلحصار به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل شده بودند اعدام شدند.این ۱۰ تن قرار بود روز ۲۰ مهرماه اعدام شوند، ولی اعدام ایشان تا بامداد امروز به تاخیر افتاد.این اعدامها در حالی در محوطه اوین صورت گرفت که بستگان این ده تن از شب گذشته در مقابل بیت رهبری و زندان اوین تجمه کرده و خواهان لغو مجازات اعدام بستگانشان و رسیدگی مجدد و عادلانه به پروندههای ایشان شده بودند.گفتنی است، شب گذشته گارد ضد شورش به خانوادههای تحصن کننده در مقابل زندان اوین حمله کرده و سعی در متفرق نمودن ایشان را کرده بود.بستگان یکی از زندانیان اعدام شده بنام سعید صدیقی به گزارشگر هرانا گفت: سعید بیگناه بود. وی در دادگاهی ۱۴ دقیقهای به اعدام محکوم شد در حالی که هیچگاه دست به قاچاق مواد مخدر نزده بود.اسامی برخی از این ۱۰ تن عبارت است از سعید صدیقی، حمید ربیعی، محمدعلی ربیعی، علی درویش، علی مولایی و عباس نمکی.مسئولین به خانواده این ده تن اعلام کرده اند پیکر ایشان را بزودی تحویل خواهند داد.
وضع وخیم حسین رونقی در زندان تبریز
سخنان میرحسن موسوی ، مردم از جنایت کارها نمی گذرند
صفحه حمایت از نرگس محمدی در فیس بوک

به ایرانی بودن میبالم...
یک زندانی سیاسی دیگر به چوبه دار نزدیکتر شد..
9دی حماسه ساندیس+حامدابراهیمی
عالیجناب دیکتاتور با اینکه از تو متنفرم اما، سلام... +حامد ابراهیمی
گمانه زنی هایی در رابطه با انفجار در بیدگنه+ حامد ابراهیمی

انفجار در محل اختفای موشک های دور برد ایران
تجمع انجمن همبستگی فعالان تبعیدی و پناهجویان ترکیه درحمایت از زندانیان کارگر و محکومیت نقض حقوق بشر در ایران
بنام آزادی
تجمع اعتراضی 5 نوامبر در حمایت از کارگران زندانی در جمهوری اسلامی ، همراه و همگام با 34 کشور جهان در شهر آنکارا – ترکیه با دعوت انجمن همبستگی فعالان تبعیدی ، در محوطه پارک قو در چند متری سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار شد .
در این تجمع گروههایی از طیف های مختلف سیاسی ، فکری و اجتماعی خارج کشور ، مستقر در کشور ترکیه اعم از جنبش سبز ، مشروطه خواهان ، کمونیسم کارگری ، لیبرال ،
سکولار دموکرات و
گروهی از پناهجویان اجتماعی شرکت داشتند .
در ساعت 14 این تجمع با شعارهایی در دفاع از زندانیان کارگر آغاز شد و شعارهایی بر علیه نقض حقوق بشر در ایران و اعتراض به ادامه ی بازداشت غیر قانونی
فعالان کارگری ، سیاسی ، اجتماعی ، فعالان حقوق زنان و کودکان مطرح شد و همه ی طیف های سیاسی و فکری دست در دست هم در این تجمع شرکت داشتند .
در ادامه سرود یار دبستانی توسط حاضرین خوانده شد . و حاضرین با بر افراشتن پرچم و نمادهای طیف سیاسی و فکری خود و تصاویر زندانیان و ادامه ی شعار ها ، با سرود ای ایران ، و خواندن بیانیه انجمن همبستگی فعالان تبعیدی به زبان فارسی و ترکی استانبولی به تجمع خود پایان دادند .
شایان ذکر است که پلیس امنیت کشور ترکیه مجوز این تجمع را از ساعت 14 الی 16 صادر کرده بود که به دلیل ازیاد جمعیت ، با وجودی که تنها 45 دقیقه از تجمع گذشته بود ، از پناهجویان خواست تا به این تجمع خاتمه دهند .
ضمنا متن بیانیه صادره از سوی انجمن ه
مبستگی فعالان تبعیدی که در این تجمع خوانده شد ، عینا در زیر این برگه منشر میشود .
همراه شو عزیز تنها نمان به درد کاین درد مشترک هرگز جدا جدا در مان نمی شود
بیانیه انجمن همبستگی فعالان تبعیدی درحمایت از زندانیان کارگر و محکومیت نقض حقوق بشر در ایران
شوربختانه جمهوری اسلامی ایران درگیر بحران های بین المللی و داخلی بسیاری است. گرچه این بحران ها حاکمیت را برای کناره گرفتن از قدرت و میل به دمکراسی در ایران می تواند موثر باشد، اما از سوی دیگر بحران های داخلی اقتصادی و اجتماعی زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داده
و شاخص هایی چون بیکاری، تورم، افسردگی و... هر روز رشد می کنند و جمعیت زیر خط فقر و فلاکت در ایران فزونی می گیرد.
چنین فضایی بی شک نتیجه ناکارآمدی مدیران اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی، تحریم های بین المللی که به خاطر سیاست های مداخله جویانه سیاستمداران ایرانی صورت گرفته، فساد اقتصادی و رانت خواری مدیران دولتی، اجرای نادرست هدفمند سازی یارانه ها و وروود نظامیان به عرصه های اقتصادی کشور است، موجب بحران های گسترده اقتصادی در واحدهای تولیدی و صنعتی شده و روزانه بیش از 200 کارگر ایرا
نی شغل خود را از دست می دهند و بخش زیادی از فعالان اقتصادی و صاحبان صنایع در ایران به ناچار اعلام تعطیلی و ورشکستگی می کنند.
در چنین فضایی به جای آن که مدیران دولتی بدهی های کلان دولت به واحدهای تولیدی را بپردازند، هر روز اخبار اختلاس های میلیاردی دولتمردان منتشر می شود و دستگاه قضایی و مجلس بی توجه به این اختلاس ها حکم به ابقای وزرا و مدیران دخیل در فساد می دهند و به جای آن کارگران و فعالان صنفی معترض که به دنبال حقوق خود هستند را بی دلیل و بدون اثبات اتهام دستگیر و تحت فشار قرار داده داده است.
انجمن همبستگی فعالان تبعیدی در راستای اهداف آزادیخواهانه و دفاع از حقوق انسانی شهروندان ایران و دفاع از حقوق کارگران و تمامی بخشهای اجتماعی شامل فعالا
ن حقوق بشری ، زنان، کودکان و زندانیان سیاسی گمنام که زیر ضربات اقتصادی و سیاسی و امنیتی قرار گرفته اند رفتارجمهوری ا
سلامی را نقض آشکار حقوق بشر در ایران دانسته و خواستار توجه نهادهای بین المللی به وضعیت اسفناک حقوق بشر و حقوق شهروندی در ایران است.
ما بر آنیم تا در راستای همبستگی گروه های اپوزوسیون داخل و خارج از کشوراز هر طیف و گروه سیاسی ، فکری وعقیدتی در جهت حمایت از حقوق و مطالبات تما
م مردم ایران از جمله کارگران تلاش نماییم و در راستای همبستگی با زندانیان مدنی و صنفی در ایران گرد هم آمده ایم و خوا
ستار آن هستیم که؛ حکومت جمهوری اسلامی دست از فشار بر فعالان مدنی و سیاسی بردارد و زمینه آزادی زندانیان را فراهم کند و به جای ماجرا جویی های بین المللی برای حل مشکلات داخلی ایران فکری اساسی کند.
انجمن همبستگی فعالان تبعیدی اهداف خود را در چهار چوب مطالبات به حق مردم ایران طرح و با حضور فعالان و کنشگران سیاسی - مدنی و اجتماعی در دفاع از خواسته های بحق مردم ایران تجمع خود را برگزار نموده و مطالبات خود را بشرح ذیل اعلام میدارد.
1 – دفاع از حقوق کارگران و حمایت
از سندیکاهای کارگری
2 – دفاع از کارگران زندانی که بدون اثبات هیچ اتهامی در دادگاهی صالحه با حضور هیئت منصفه ، به جای کارخانه ها در زندانهای رژیم به سر میبرند
3 – ایراد شکنجه های وحشیانه برای گرفتن اعتراف و قبول اتهام وارده از سوی جمهوری اسلامی
4 – ایراد اتهامات دروغین برای اجرای احکام سنگین ، همانند حکم شلاق و حبس های طولانی مدت
5 – عدم ارائه مجوز برای تاسیس اتحادیه ها، سندیکا ها و فعالیتهای صنفی که قانونا جزیی از حقوق شهروندی مندرج در قانون اساسی است .
6 – دفاع از زندانیان عقیدتی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی ایران
7 – دفاع از زندانیان فعال در حوزه ی زنان و کودکان که همچنان حقوقشان در حکومت دیکتاتوری ایران به رسمیت شناخته نمی شود .
8 – دفاع از حقوق فعالان سیاسی و حقوق بشری در ایران






























