شعری برای سیزدهم آبان

باز هم نبض خیابان همه جا/ چشم در راه دل یاران شد/ باز هم بغض خداوند شکست/ اشک او زمزمه ی آمدن باران شد/ لحظه ای باز به فتوای دلت گوش بکن/ که پر از واژه ی زیبای رهایی شده است/ نازنین هم نفسم باش/ بیا با گل و مهتاب ،به همخوانی من/ که در این شهر غریب/ من شدم راوی سرسبزترین قصه ی تو/ تو شدی یار دبستانی من/ به دل عاشق سهراب قسم/ و به چشمان ندا/ که در این قحطی با هم بودن/ باز هم ما همه با هم هستیم/ و به آواز شقایق سر گلدسته ی آزاد شدن دل بستیم/ سوگواران همه اینبار غزلخوان شده اند/ همصدا با دل یاران شده اند/ کوله ات را پر از ایثار بکن ،چند شبی/ در دل گرم خیابان،همه مهمان شده اند
جمعه 8 مهر
گر همچو رعد,نعره برآریم همزمان/کی خواب خوش به دیده ارباب بگذرد

هرگز زود قضاوت نکن !



مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟
مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند.
چهارشنبه 6 آبان

حکایت آن رودخانه و جزیره‌‌اش و فرود آمدن احمدی‌ نژاد آنجا (مجتبی سمیع نژاد)

قصه این‌ که: روزی روزگاری محمود الدوله احمدی‌نژادی بودی، وزیر پادشاهی ستم‌گر. روزی محمود که برای سرکشی از مناطق شرقی کشور بازگشتی، سوار بر طیاره که هلیکوپتر نام‌اش بودی مشغول در احوال خود بودی که دید هنگامه‌ را نماز پیشین است. امر فرمود مهتران را که جایی فرود آیند و نماز بگذارند، همراهان از آسمان در زمین به دنبال «مکان» گشتندی که محمود را آن‌جا برند... از قضا رودخانه‌یی در نظر آمد که تا آن روز بر ایرانیان وجودش پوشیده بود و در آن مناطق خشک گمان‌اش نمی‌فت، محمود را رودخانه نشان دادند، نگاهی کرد و جزیره‌یی آن میان دید. و این خود حکایت بزرگی آن رودخانه کند که در نظر نیاید. همراهان را بگفت این‌جا خوب مکانی است... چون نشستند و از طیاره به درآمدند، همین‌طور یک‌باره کودک و مردم و زن و پیر کنار رودخانه گرد آمده و گفتند: «انرژی هسته‌یی حق مسلم ما است.»... چون نماز بگزاردند، طعام بسیار خوردند و همه را خوشی بیش از حد در برگفت و مردمان بسیار مسرور شدند... ثمره هاشمی که یکی از ملازمان بوده و ارادت به تمامی داشته، این خاطره را با اشتیاق چنین بازگوید: «زمانی كه به همراه رییس جمهور از بجنورد با هلی كوپتر باز می‌گشتیم وقت نماز بود. یك رودخانه بزرگی را دیدیم كه وسط آن جزیره است رییس‌جمهور گفت ، برای اقامه نماز در این جزیره پیاده می‌شویم زمانی كه نماز تمام شد زمزمه‌ای به گوش رسید بعد دیدیم كه 10، 15 نفر ازدانش آموزان ومردم روستاهای اطراف به كنار رودخانه آمده وفریاد می‌زنند انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.»
یکشنبه 3 مهر

۱۳ آبان به امید حماسه ای دیگر


یکشنبه 3 مهر

بازداشت دوباره محمدرضا جلایی‌پور در مراسم دعای کمیل...!

محمدرضا جلایی پور، مدیر و سخنگوی پویش موج سوم که به تازگی از زندان آزاد شده بود نیز در میان بازداشت شدگان است. این مراسم قرار بود با خواندن دعای کمیل برای آزادی شهاب‌الدین طباطبایی، عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شود. شهاب الدین طباطبایی در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و از آن هنگام تاکنون در زندان به سر می‌برد. محمدرضا جلایی‌پور پس از تحمل ۸۸ روز زندان، روز شنبه ۲۱ شهریور از زندان اوین آزاد شده بود و همسرش بازداشت دوباره او را تایید کرده است.
پنج شنبه 30 مهر

زلزله شدید افغانستان را لرزاند

به گزارش خبرگزاری فرانسه از هنگ کنگ، موسسه ژئوفيزيک آمريکا اعلام کرد زمين لرزه ای به قدرت شش مميز دو دهم ريشتر پنج شنبه شمال شرقی افغانستان را لرزاند. این زمین لرزه حدود ساعت بيست و پنج دقيقه بامداد به وقت محلی روی داد و شدت آن حتی در شهر کابل نیز احساس شد. هنوز از تلفات و خسارت های احتمالی این زلزله خبری منتشر نشده است.
پنج شنبه 30 مهر

پارک ژوراسیک

نیک آهنگ کوثر
پنج شنبه 30 مهر

از دست یزیدیان کودتاچی خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

خانواده های اسیران سبز در خانه ی شهاب طباطبایی گرد می آیند تا با خواندن دعای کمیل به درگاه خدا داد ببرند تا عزیزانشان از بند رها شوند. یزیدیان اما حمله می کنند در شب. مردها را دست بند می زنند و زن ها را می برند. و تمام این ها به نام ولایت مطلقه ی فقیه و تحقق دین خدا و مقدمات آمدن امام زمان است. تو گویی برای مقابله با «میر حسین» و میر حسینی ها حتما باید یزیدی بود! راستی که از دست این حرامیان باید خدای را نیز در پستوی خانه نهان کرد که اینان نه به ایمان رحم می آورند و نه به انسان. اما همین خود نشانه ایست بر این که اینان رفتنی اند وگرنه از دعاخواندن چنین وحشت زده نمی شدند.
پنج شنبه 30 مهر

آخرین لیست اسامی بازداشت شدگان یورش امشب

آخرین اسامی: هادی حیدری، ایمان میراب زاده برادر همسر شهاب طباطبایی، همسر عبدالله رمضان زاده، محبوبه حقیقی، سمیه مهرجو، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، علی میردامادی، علیرضا طاهری، رضا میر، عطا تهرانچی اشکان مجلل در میان بازداشت شدگان هستند .
پنج شنبه 30 مهر